و امروووووز.....
365 روز ميگذره...
365 روز از اولين دوستت دارم...
365 روز از نفس كشيدن با هم....
نفس كشيدن با عشق...
365 روز از زندگي كردن...
365 روزي كه اندازه ي همه ي 19 سال زنده بودنم زندگي كردم...
تونستم اسمه خودمو بزارم عاشق...
اونم عاشقي كه عشقش يه عشقه معمولي نيست...
اخه معشوقشم يه معشوقه معمولي نيست...
هنوز كه هنوزه باورم نميشه كه يك سااال با همه ي قشنگياش دلهره هاش سختياش با همه ي وقايعش گذشته
من يك سااااله كه تو رودارم
تو اين يه سال خيلي اتفاقا افتاد
تونستيم دو بار همو ببينيم
اول اذر ... يادته ؟ ميدونم يادت نميره... تو هميشه همه چي يادته... چقدر خوشحال بودم كه ميبينمت
ديدم و .... ديدمو خواستمت...
روزا گذشتن و شد 9 اذر...
قشنگترين روزه ساله اوله عشقمون....
ميدوني چرا؟
چون:
"............................................."
قراره 5 شنبه ببينمت... خيلي مشتاقم كه زودتر برسه...
بازم ميدوني چرا؟
چون :
"..........................................."
تو اين يه سال
من تو شدم و تو من شدي .و... ما...ما شديم
از خدا ميخوام اين سالگردا رو برامون ابدي كنه
من...
من تا هميشه عاشقت ميمونم
من.......
فداييتم اقاييه من...
دووووووووووووووووووستتتتتتتتتت دارمممممممممممممممم
۷ اسفند ۸۵
......................................................................
//////چه روزه خوشگلی بوووووووووووووووووووووووووووووووووود//////////
۱۰ اسفند ۸۵